قراردادن هرگونه لینک دانلود از سایت های مشابه و همچنین گذاشتن لینک سایت ها ، خلاف قوانین بوده و در صورت مشاهده با کاربر خاطی برخورد خواهد شد .

انجمن ها

  1. بیا تو کره - Bia2kore

    1. قوانین

      مشاهده قوانین و اطلاعیه ها

      13
      ارسال
    2. 55
      ارسال
    3. انتقادات و پیشنهادات

      انتقادات و پیشنهادات خود را برای بهبود سایت و انجمن بیان کنید

      66
      ارسال
  2. انجمــن فیلم و سریال

    1. 118
      ارسال
    2. 119
      ارسال
    3. 141
      ارسال
    4. 171
      ارسال
  3. انــجمن نقــد و بـررسی

    1. 6,876
      ارسال
    2. 327
      ارسال
    3. 155
      ارسال
    4. 428
      ارسال
  4. انجمـن زیرنویس

    1. 7
      ارسال
    2. بخش آموزش

      آموزش های مربوط به زیرنویس

      117
      ارسال
    3. درخواست زیرنویس

      زیرنویس فیلم و سریال مورد نظر خودتون رو درخواست بدهید

      34
      ارسال
    4. دانلود زیرنویس (سایر گروه ها)

      زیرنویس فیلم و سریال های دیگر را از اینجا میتوانید دانلود کنید

      7
      ارسال
  5. انجمن اخبار کره ای

    1. 738
      ارسال
    2. 1,271
      ارسال
  6. انجمن موزیـک

    1. 13
      ارسال
    2. 533
      ارسال
    3. 200
      ارسال
  7. جشنواره ها و برنامه های تلویزیونی

    1. 333
      ارسال
    2. 32
      ارسال
  8. انجمن فرهنگ و هنر

    1. 1,045
      ارسال
      • تا کنون مطلبی ارسال نشده است
    2. 150
      ارسال
  9. انجمن سرگرمی

      • تا کنون مطلبی ارسال نشده است
    1. 3,829
      ارسال
    2. 980
      ارسال
    3. 9,336
      ارسال
    4. 930
      ارسال
    5. 2,029
      ارسال
    6. چترومستان

      چتروم بیا تو کره

      637
      ارسال
  10. آرشیو

    1. بایگانی

      تاپیک های تکراری ایجاد شده از سوی کاربران قفل شده و به این بخش منتقل می شوند.

      3
      ارسال
  • برترین مشارکت کنندگان

    1. 1
      ضحی
      ضحی
      592
    2. 2
      rani
      rani
      258
    3. 3
    4. 4
    5. 5
  • آخرین بروزرسانی های وضعیت

    • آرمینا

      دل های ما
      که به هم نزدیک باشد
      دیگر چه فرقی می کند کجای این دنیا باشی
      دور باش اما نزدیک
      که من از نزدیک بودن های دورمی ترسم.
      شاملو
       
      · 0 ارسال
    • Sim Sim Love LJG

      خودکشی بازیگر سریال "ققنوس" و ربط آن با تاریخ کُره!
      نویسنده : احمدعلی وحیدی
      ارسال شده در: سینمای جهان ، تاریخ اجتماعی ایران ، تاریخ جهان ، تاریخ معاصر ایران ،
                   
      طبیعتا ً من قصد ِ نقد و  بررسی ِ این سریال   یا  پرداختن به جنبه های فنّی و هنری اون  و یا حتی اشاره به خلاصۀ  داستانش و اسامی و بیوگرافی ِ بازیگران و عوامل سازنده اش  و....  رو  ندارم! ، چرا که ، اولا ً : اغلب دوستانی که تصمیم  گرفتن  این نوشتۀ  من رو  بخونن ، حتما ً سریال رو  قبلا دیده اند یا هم اکنون در حال دیدن آنند و یا در آینده به تماشای اون خواهند نشست!.... ، ثانیاً : با یک سرچ ساده  در اینترنت می توان در هریک از زمینه های  ذکرشده ، مطالبی رو  پیدا  کرد... و ثالثا ً ، از همه  مهمتر : اصلا ً من اهل ِ نوشتن ِ هیچکدوم از این جور چیزها  نیستم و ترجیح میدم  این قبیل مطالب رو با قلم  دیگران بخونم! ...  

         امّا  مطلبی که من می خوام  در مورد ِ این سریال بیان کنم و چند جمله ای راجع بهش  حرف بزنم ، مطلبیه که  تصور می کنم که  در مجازستان فارسی تاکنون هیچکس به اون  نپرداخته باشه و اون مطلب :  "ارتباط ِ خودکشی هنرپیشۀ زن نقش اول این سریال  با بحث ِ همیشه داغ ِ برخورد فرهنگها  و یا  تلاقی ِسنّت و مدرنیته"  است که  راستش دوسه  روزه  ذهن  من  رو به خودش مشغول کرده!....
               
          
          در واقع از دو سه روز  قبل که موقع ِ تماشای ِ تکرار روزانۀ  این سریال از دختر کوچولوی  هشت ساله ام  شنیدم که گفت: «این "جی هون"  که توی "قُقنوس" بازی می کنه  خودشو کشته!!..» ، با توجّه به قیافۀ معصومانه و بازی ِ راحت و تأثیرگذار و  زیبای این دخترک و بخاطر ِ حسّ و حال ِ خیلی بدی که همیشه از شنیدن ِ خبر ِ مرگ ِ یک جوان  به من دست می دهد، به  فکر فرو  رفتم و به شدّت  متألّم شدم...
      همین فکر و تألّم  من رو  وادار کرد که در اینترنت بدنبال ِ اطلاعات بیشتری دربارۀ  مرگ یا خودکشی این دخترک ِ معصوم بگردم و در این مورد  مطالب متعدد و متنوعی بخونم...

      نهایت امر هم به خودم گفتم ، حالا که امکانش نیست تا  در این روزهای ِ تلخ ، اونطور که دلم می خواد  دربارۀ  مرگ و کشته شدن ِ جوانان ِ نازنین و دوست داشتنی هموطنم بنویسم ، لااقل  به روش دیگه ای از ناراحتی  باطنیم  حرف بزنم و  مثلا  ً از مرگ  دردناک ِ این جوان هم قارّه ای و همشرقی!؟  صحبت کنم....

          دختر جوانی که گرچه  ظاهراً خودکشی کرده  و خودش  بیش از هرکس دیگه ای در مرگ خودش  مُقصّر بوده ، امّا  در باطن (به زعم ِ من) این برخورد و تلاقی ِفاجعه بار ِ دو فرهنگ (فرهنگ ِ غربی با  فرهنگ  شرقی) یا  تلاقی دو شیوه (شیوۀ زندگی به سبک ِ مُدرن  و شیوۀ سنّت گرایی) ، بوده  که  این جوون ِ دوست داشتنی و هنرمند  رو  در عنفوان ِ شباب ، به کام ِ تلخ و زهرآگین ِ مرگ کشانده  است!...

          البته  در کشور ِما  نیز، این تلاقی ِ فاجعه بار و مرگ آفرین، از سالها  پیش همواره  قربانی می گرفته [قربانی  نه الزاما ً به معنی مرگ  یا  خودکشی آدمها ، بلکه قربانی به معنای اعم ّ ِ کلمه] ، و چون متأسفانه زمینۀ ادغام و همزیستی ِ مسالمت آمیز و دوستانۀ فرهنگ ِ سنّتی ِ ما ، با فرهنگهای مُدرن ِ وارداتی هیچگاه  آنطور که باید و شاید فراهم نبوده است ، همواره  با ورود ِ فرهنگها و شیوه های جدیدی که  ورودشان در عصر ِ ارتباطات و دهکدۀ  جهانی ، روزبه روز  بلااجتناب تر هم می شود ، برخوردها  و تقابل های گوناگونی  با  فرهنگ ِ سنّتی ما  رُخ می داده  و از این مسیر، پیوسته مشکلات و گرفتاریهای بعضا ً فاجعه باری  را سبب می شده است.

        البته این مشکل ِ مهمّ  در کشورهای شرق دور و ممالکی مثل ژاپن و همین کُره ، بدلیل روی کار بودن ِ حکومتهای مردمی و غیردیکتاتور  و در دسترس بودن رسانه های آزاد ، و از طریق ِ  انجام ِ کارهای فرهنگی و آموزشهای مناسب و تبلیغات ِ آگاه کننده و  فراهم  ساختن ِ بستر ِ لازم برای  فرهنگسازی  مناسب  و نظایر این اقدامات ،  توسط ِ دولت و رسانه ها، (که در ادامه به نمونه هایی از آنها در  مضامین ِ همین سریالهای "فارسی وان" اشاره خواهم کرد) ، هرگز بُغرنجی و غموضی  در حدّ و اندازۀ   ابعاد ِ این  مشکل  در کشور ِ ما ندارد.  امّا  با این وجود  حتّی در همین کشورها  هم ، نمونه های ناراحت کنندۀ  حاصل از این مشکل ، همچون همین مورد ِ خودکشی این دختر زیبای کُره ای  به چشم می خورد ، که شاید تعمّق در آن ، برای  پیشگیری از فجایع ِ مشابه  در کشور ِ ما نیز ، بی فایده نباشد....    
                  
          
          به  هرحال ، با اطلاعاتی که من  از برخی سایتها و وبلاگهای فارسی و انگلیسی در مورد ِاین دخترخانوم کره ای و خودکشی متأثرکننده اش،  جمع آوری  کرده ام ، میتوانم با  اطمینان عرض کنم  که این دخترخانوم  زیبا و دوست داشتنی ، قربانی ِ نوعی برخورد  و تلاقی سنت و مدرنیته  در کشور ِکُره  شده است!... :
       
          ماجرا ، بسیار ساده  امّا  دردناک است ! ، دختر هنرپیشه ای که از یک خانوادۀ  سُنتی کُره  برخاسته و چندسالی بیش نیست که جذب ِ بازی در فیلمهای سینمائی و سریالهای تلویزیونی شده است ، درخواست ِ وسوسه کننده ای[به لحاظ ِ دستمُزد ِ بالا] ، برای بازی در یک فیلم  با صحنه های س ک سی و عریان  دریافت می کند! ... آن هم برای ایفای نقش ِ هنرپیشۀ  نقش اوّل  زن ِ فیلم ، که قبلا  برخی  دیگر از هنرپیشه های زن ِ کره ای  (بعضا ً معروفتر و محبوبتر از او) ، بدلیل  وجود همان صحنه ها  در فیلمنامۀ  پیشنهادی ، درخواست ِ بازی  در این فیلم  را   علیرغم ِ دستمزد ِ بسیار بالای آن  ،بدلیل  همان صحنه های س ک س ی و عُریان ، رد کرده اند...
      سرانجام  دختر زیبای کُره ای ، یعنی همان هنرپیشۀ زن ِ سریال ِ"قُقنوس"، به خاطر ِ دستمزد ِ بالای مطرح شده  از جانب ِ تهیه کننده  برای  ایفای  این نقش و  نیز  به خاطر ِ شهرت بالایی که  احتمالا ً بازی در چنین  نقشی ، می تواند برایش به دنبال داشته باشد ، این پیشنهاد  را  می پذیرد و در فیلم ظاهر می شود!...

      امّا  بلافاصله  بعد از ساخت ِ این فیلم  و اکران ِ آن ، نه فقط  نقدهای تُند و گزندۀ  رسانه ها و مطبوعات ِ سنّت گرا  و محافظه کار ِ کُره ، بلکه  سرزنش های  خانواده  و اطرافیان نسبت به دخترک ِ بیچاره  آغاز می شود و رفته رفته  به حدّی شدّت  می گیرد که  دخترک  را  به افسردگی و پژمردگی شدید مبتلا  می کند ، تا  بدانجا که  نهایتا ً برای ِ وی هیچ  چاره ای به جُز ترک ِ دنیا  باقی نمی گذارد و "مرگ"  را تنها  راه ِ  جلوی  پای ِ او  قرار می دهد....     

             

          خودکُشی ِ او ، به روشی بسیار دردناک و ناراحت کننده و فجیع صورت می گیرد و او  در راستای ِ این هدف به نحوی عمل  می کند که  گویی دیگر کوچکترین امیدی برای ادامۀ زندگی ِ خویش نداشته و با  تمام ِ وجودش نسبت به مرگ ، عطش داشته است! : وی  نه فقط  رگ ِ  مُچ ِ دست ِ خویش را می شکافد ، بلکه بلافاصله  خود را  در آپارتمانش  به دار می آویزد ، تا  دیگر حتّی کوچکترین احتمالی برای نجات ِ او  و بازگشتش به زندگی دنیا باقی نماند....

         البته همونطور که شاید بعضی از شما   بدونند، اسم  واقعی این  دختر، "لی اون جو"ست  و  علاوه بر اینکه بازیگر اصلی سریال ققنوس (محصول 2004 کُرۀ جنوبی) ،  در نقش "لی جی هون" (جی اون) به شمار  میومده ، در چند فیلم سینمائی و یکی دو سریال ِ دیگر هم  نقش آفرینی کرده بوده است.

           امّا  ضمن اشاره به بیوگرافی مختصری از این دخترخانوم ،  ببینیم جُزئیّات ِ دیگر ، دربارۀ علت ِ اصلی خودکشی او  چه بوده است و بعد ، ضمن یک  رجوع کوچک به  تاریخ کُره  و ریشه های ورود ِ مُدرنیتۀ  غربی به این کشور ِ شرقی ، ببینیم  ارتباط این خودکشی با بحث ِ تلاقی فرهنگها و سنّت و مُدرنیته چیست؟


          "لی اون جو" متولد 16 نوامبرسال ۱۹۸۰ ، در  شهر کوچک  "گونسان"  از استان "جئولای شمالی"   از کشور ِ آسیائی "کره جنوبی" است . از کودکی به فیلم و سینما  علاقمند بوده و  تحصیلات ِ او در رشتۀ  بازیگری است . وی  برای اولین  بار در سال 1997  اولین  حضورِ خود در عرصۀ بازیگری  را تجربه می کند و از سال ۱۹۹۸  در  فیلمهای  سینمائی و مجموعه های تلویزیونی  ظاهرشده  و در چندین فیلم و سریال ایفای نقش کرده است ، آثاری  که جمعا ً دوازده  عنوان بوده و  شاخصترین ِآنها  همین سریال ِ "ققنوس" یا  همان "phoneix"  با اسم کُره ای ِ"Bul sae" می باشد .

         امّا ، آخرین کار ِ نافرجام ِ وی ، بازی در فیلم جنایی و درام ِ مُهیّج ِThe Scarlet Letter  یا  "داغ  ننگ" [که  در تقریبا ً تمامی ِ وبسایتها و وبلاگهای ِ فارسی زبان ، حتّی آنها که خود را  وابسته  به  شبکۀ "فارسی وان" معرّفی می کنند، به اشتباه "نامۀ اسکارلت" ترجمه شده است! (1) ] بود ، که همین فیلم  درواقع ، مسبب مرگ ِ او گردید  و او را  در اوج جوانی به کام ِ مرگ کشانید :

           در شب ۲۲ فوریه سال ۲۰۰۵ (که برخی وبسایتها و وبلاگها  برای سوزناک تر کردن ِ قضیّه ، آن را  شب تولد ِ"لی اون جو" دانسته اند ، حال آنکه دیدیم  که وی متولّد 16 نوامبر بود!) ، و تنها  چند  روز بعد از فارغ التحصیل شدن ِ وی   از دانشگاه دانگوک ، ناگهان  برادر ِ وی  که  همخانه ای او نیز محسوب  می شد ، جسد ِ بی جان  و غرق به خون ِ او  را ، در آپارتمان ِ محل  زندگیشان  در شهر "سئونگ نام"  پیدا  کرد... در حالیکه  او  رگ ِ دست ِ چپ ِ خویش  را  شکافته  و خودش را در  وسط ِ آپارتمان ِ شخصیشان ، به طرز ِ فجیع و تکان دهنده ای ، حلق آویز کرده  بود...
         
         پس از بررسی های به عمل آمده ، پلیس علّت مرگ وی  را ، خودکُشی  بر اثر ِفشارهای روحی و عصبی و ایجاد ِ تنش های شدید، میان ِ او با خانواده اش ،  که بر اثر ِ ِ بازی وی ، در  سکانسهایی عُریان و برهنه  در فیلم The Scarlet Letter (داغ ننگ) پدید آمده  بود ، اعلام کرد....

         پدر ِ "لی اون جو"  در توضیح ِ این حادثۀ  دردناک ، به  مشکلات روحی و روانی ، و  حالت ِ شدید ِ افسردگی در  وی ،  که  همگی  پس از بازی  در فیلم ِ  "نامۀ اسکارلت" [کذا ، صحیح : "داغ ننگ"]  ، در "لی"  بوجود آمده بودند ، اشاره  کرده  و  اعتراف  می کند که  دلیل  بروز ِ این افسردگی  شدید  در "لی" ، توپیدن ها  و ملامت کردنهای او و دیگر اعضای خانواده و  اطرافیانش ، به خاطر بازی در یک صحنۀ  لُختی و س ک سی در فیلم سینمائی مذکور بوده است.

      این  پدر ِ دردمند ، که  از رفتار خود و خانواده اش با دخترش  نادم و پشیمان  به نظر می رسد ، از   پشیمانی شدید دختر به خاطر بازی در این  صحنه می گوید. هرچند که پشیمانی هر دوی آنها ، دیگر بی حاصل است!؟...
        
           دیگر اعضای  خانوادۀ  این بازیگر ، که  در ابتدای ِ سال 2005  و درست یک سال بعد از ساخت ِ سریال ِ "ققنوس" خودکشی کرد نیز، ضمن ِ تأیید ِ توضیحات ِ پدرشان ، به  نقش و سهم مطبوعات در تشدید ِ فشارهای روانی ِ "لی اون جو"  اشاره  می کنند و از رنج  بسیاری که "لی"  بر اثر ِ بی خوابی ِ شدید  در روزهای آخر ِ عمرش متحمّل شده ، می گویند. بی خوابی هایی که بدون شک در سوق دادن ِ او به سمت ِ این خودکشی دردناک نقش مهم ایفا  کرده اند.

         همچنین  مادر ِ "لی" ، نامه ای  کوتاه  در اختیار خبرنگاران  گذاشت که  دختر ِ از دست رفته اش ، در لحظات ِ پایانی ِ عمرش خطاب به او نوشته بود.   
      در این  نامه  که "لی اون جو" ، قبل از خاتمه دادن به زندگیش ، آن  را  با  جملات ِ بریده بریده نوشته بود ، آمده  است :
         
           «مادر ِعزیزم!... من از شما پوزش می طلبم و ازتون  عذرخواهی  می کنم  و شما  رو با تمام وجودم  دوست دارم... ، امّا  من از زندگی سهم ِ بیشتری  می خواستم!.... این زندگی ، زندگی ِ واقعی ِ من نبود!.... با وضعی که من پیدا کردم ، شاید  هر کس دیگری هم که  جای ِ من بود ، نا امید می شد و این زندگی رو  رها می کرد.....
       من می خواستم پول داشته باشم!....»

        

         از آنچه در بالا ، به نقل از سایتهای مختلف داخلی و خارجی نوشتم ، بوضوح  چنین برمیاد که علّت ِ اقدام ِ این هنرپیشۀ زیبای کُره ای به خودکشی ، چیزی به جُز احساس ِ گناه و عذاب ِ وجدان ِ شدید  به خاطر حضور در حداکثر یکی دو صحنۀ  حاوی عشقبازی و برهنگی نبوده است و تازه ، آنطورکه از ظواهر ِ امر برمیاید این یکی دو صحنه هم ، در مقایسه  با صحنه های س ک سی و لُختی ِ موجود  در فیلمهای  مشابهی که طی همین سالهای اخیر ، مثلا ً در هالیوود  ساخته  می شود ، بسیار ناچیز و قابل چشم پوشی به نظر می رسیده است!...

          پس چگونه است که هنرپیشه های زن یا دختر ِ آمریکائی و هالیوودی علیرغم  ایفای مُکرر اندر مُکرر ِ نقشهای س ک سی و برهنه  در فیلمها  و سریالهای مُختلف  ککشان هم نمی گزد و عین ِ خیالشان هم نیست! (یعنی به مقولۀ س ک س دقیقا ً همانطوری نگاه می کنند که مثلا ً به مقولۀ  غذاخوردن در فیلمها و سریالها می نگریسته اند!؟) ، امّا این دخترک ِ مظلوم و بینوای کُره ای ، ناگزیر جان عزیزش را  بر سر ِ ِ تنها  یکی دو بار  ایفای ِ نقش در چنین صحنه هایی می گذارد؟!...

      پاسخ ِ این سئوال و این قبیل سئوالات گرچه به طور بدیهی و طبیعی به همان مقولۀ  تلاقی فرهنگها  بازمی گردد  و بحث ِ "ضرورتهای گذار از سنّت های شرقی به سمت ِ مُدرنیتۀ غربی" را  در بر می گیرد ، امّا من مایلم پاسخ ِ بدیهی ِ این سئوال ِ آسان را  ، با مراجعه ای گذرا  به  پیشینۀ کشورِ "کُره" و نگاه کردن به نقطۀ شروع ِ این گُذار،  در تاریخ ِ این سرزمین ، جستجو نمایم :

          پس از تسلیم آلمان نازی  به قوای متّفقین و  بعد از اینکه  تنها  متّحد ِباقیماندۀ  آلمان ِ مغلوب ، یعنی "هیروهیتو" امپراطور ژاپن ،(امپراطوری که  بیش از 40 سال  شبه جزیرۀ  کُره  را تحت اختیار خود  داشت) ، قوای نظامی  خود را ، به منظور دفاع از جزیرۀ  اصلی ژاپن  از "کُره"  فراخواند ، مردم ِ سرزمین ِآباد و حاصلخیز ِ کُره گمان  کردند که استقلال ِ خود را بعد از دهها  سال  باز یافته اند...
         غافل از این که این تازه آغاز مُصیبت های کُره  محسوب می شود  و تجزیۀ  این شبه جزیره  و بروز ِ دودستگی و اختلاف ِ شدید و دامنه دار میان ِ شمال و جنوب ِ آن، هنوز در راه است :
        
           اندکی بعد ، یعنی در ششم  اگوست ِ سال 1945 و درست دو روز  بعد از بمباران ِ اتمی "هیروشیما" توسط ِ بُمب افکن های آمریکائی ، نیروهای تا دندان مسلّح ِ اتّحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی ، یعنی "ارتش ِسُرخ" ، ضمن ِ یورش  به "مَنچوری" ، بخشهای شمالی ِ شبه جزیرۀ  کُره  را به تصرّف ِ خود درآوردند.(بخشهایی که امروز "کرۀ شمالی" نامیده می شوند)

          البته در برابر ِ این اقدام ِ شوروی ، دیگر ابرقدرت ِ آن روز ِجهان ، یعنی ایالات مُتحدۀ آمریکا هم  بیکار ننشست و او نیز فوراً  بخشهای جنوبی ِ شبه جزیرۀ  کُره  را  به تصرّف ِ خود درآورد.(بخشهایی که اندکی بعد تا به امروز "کرۀ جنوبی" خوانده  می شوند)

           امّا  این دو ابرقدرت در جنگ ِ تازه پایان یافتۀ جهانی علیه آلمان و "متّحدین" ِ این کشور ، هم پیمان ِ یکدیگر  بوده و جزو قوای ِ مُتفقین محسوب می شدند و از این رو ، ضمن یک توافق ِ نانوشته ، نفوذ ِ سوسیالیسم و کمونیسم روسی (والبته چینی) بر شمال و نفوذ لیبرالیسم و کاپیتالیسم  امریکائی بر جنوب ِ شبه جزیرۀ  کُره آغاز گردید.

            نفوذی که اندکی بعد و با به قدرت رسیدن ِ "کیم ایل سونگ" در شمال و تلاش ِ وی (با پشتیبانی و حمایت ِ همه جانبۀ چین و شوروی) برای تصرّف ِ جنوب ِ شبه جزیره  و ایجاد ِ یک کرۀ سرتاسر سوسیالیستی ، به یک جنگ ِ بزرگ و تمام عیار میان ِ شمال و جنوب تبدیل گردید!.... جنگی که  حضور ِ دستان ِ ابرقدرتهای جهان  نیز  در آن  آشکار بود  و نهایتا ً با بیش از سه میلیون نفر تلفات انسانی  از طرفین ،ً به امضای توافقنامۀ ترک ِ مخاصمه و صلح میان دو کره  در ژوئیۀ 1953  انجامید و در نتیجۀ آن ، بخشهایی از شبه جزیره  که در بالای مدار38درجۀ عرض جغرافیائی قرار می گرفتند ، با نام ِ "کرۀ شمالی" (به پایتختی ِ"پیونگ یانگ") و بخشهای پائینی ِاین مدار، باعنوان ِ "کرۀ جنوبی" (به پایتختی "سئول")  به رسمیت شناخته شدند.

      از آن پس هریک از بخشهای دوگانه راههای کاملا متفاوتی را پیمودند :

            "کرۀ شمالی"  تحت لوای کمونیسم  روسی و بعد چینی ، راه ِ یک کشور کاملا ً سوسیالیستی  را  پیمود ، تا  به وضع ِ کنونی خویش ، یعنی کشوری  متمرّد و یاغی و جزئی از محورهای سه گانۀ  شرارت ِ جهانی  رسید  و  "کرۀ جنوبی" ، یکسره به دامان ِ غرب و به خصوص آمریکا  افتاد  و تمامی مظاهر فرهنگی ، سیاسی ، اجتماعی ، هنری و... آن ، بدون ِ استثناء از فرهنگ ِ غربی  تأثیر پذیرفت.

      براین اساس "کرۀ جنوبی"  را  می توان بارزترین و آشکارترین نمونه از یک کشور شرقی  دانست  که در عرض ِ تنها چند دهه ، گذار ِ ناگهانی و نسبتا ً سریعی را به سمت ِ غربی شدن ، طی کرده است.
      گذاری  که  گرچه با تدبیر ِ کارگزاران ِ هوشمند و دانا  و مردمی ِ این کشور  و به مدد ِ رسانه های ِ آزاد وِ غیردولتی ِ آن ، به بهترین  شیوۀ ممکن صورت  گرفته و می گیرد ، امّا  لاجرم  بدون ِ هزینه هم نبوده است.
       
          بعنوان ِ نمونه ، در عرصۀ  "مسائل جنسی" ، تدبیری ژرف و برنامه ریزی ای هوشمندانه لازم می نموده است تا میان ِ تفکر شدیدا ً بنیادگرایانۀ شرقی که  بر  پوشاندن و پنهان کردن ِ  مُطلق ِ زنان و مسایل  مربوط  به  زناشوئی مبتنی است ، با تفکّر مُدرن (یا  لااقل ظاهرا ً مُدرن!) ِ غربی که پس از پذیرش ِ نسبی ِ نظریات ِ "فروید"، دیگر هیچ قید و بندی را برنمی تابد، تعادل  ایجاد کند. تدابیر و برنامه ریزی هایی که البته  در "کُرۀ جنوبی" به مراتب بهتر از جائی همچون  کشور ما انجام پذیرفته است ، امّا  بروز ِ اتفاقاتی همچون خودکشی ِ "لی اون جو"  نشان از عدم کفایت ِ کامل ِ  این تدابیر و برنامه ریزیها  دارد.
                 
         
            در واقع این دختر زیبا ، قربانی نوعی دوگانگی و عدم تعادل فرهنگی  شده که ریشه های آن را  باید در تاریخ کره جستجو کرد... کشوری کاملا ً شرقی با آداب و رسوم و فرهنگ و طرز فکر صددرصد شرقی ، که یک دفعه و درعرض حدود پنجاه سال دواسبه به سمت آمریکائی شدن تاخته است.

         درواقع  اگر همین  سریالهای کُره ای ِ "فارسی وان" ، که  به لطف ِ عدم ِ کفایت و بی لیاقتی ِ صدا  و سیمای ما ، تبدیل به  مرجع و منبع ِ تفریحی ِ اکثریت ِ قابل توجهی از مردم ِ ما شده است(2) را ، بعنوان ِ نمونۀ  واضحی از جامعۀ  در حال ِ تحوّل ِ "کُره"  در نظر بگیریم ، بوضوح  می بینیم  که همه چیز  در این سریالها  ،رنگ و بویی از  "ینگه دنیا"  یا همان آمریکا دارد و  از نحوۀ قصّه گویی  به سبک ِ فیلمهای هالیوودی  گرفته تا  انتخاب  ِ ظواهر و کلیشه های ِ کاملا ً شناخته شده  در این قصّه ها  و از صحنه آرائی ها و طرز لباس پوشیدن ها و...ی ِ پُرزرق و برق و باشکوه  گرفته  تا پایان های اغلب خوش و رؤیائی و قابل قبول و.... ،همه و همه یادآور ِ کارها  و  روحیات ِ "یانکی"هاست!!... 

          امّا  از سوئی هم ، "کرۀ جنوبی"  به پشتوانۀ  متولیان ِ دانا و هوشمند ِ امورفرهنگی ِ خود،   سرسختانه سعی  می کند که دستاوردهای فرهنگی گذشته ی  مردم و سرزمین ِ خویش  را به خوبی و زیبائی  حفظ کند و حتّی در مسیر ِ اشاعه و معرفی این دستاوردها  به  سایر ِ ممالک ِ جهان بکوشد. در این مورد کافیست تا بعنوان ِ تنها یک نمونۀ  کوچک ، به سریالها و مجموعه های تلویزیونی شناخته شده ای همچون  "یانگوم"(جواهری در قصر)  و "جومونگ" توجه کنیم  که به بهترین و دقیقترین شیوه های هنری و فنّی ممکن ، تاریخ و گذشتۀ  این کشور  را ، نه فقط به مردم و جوانان ِ کُره ای، بلکه به جهانیان می نمایاند.

          [از عجایب اینکه  ، درست  در همان روزها و ماههایی که تلویزیون ِ حکومتی ِ ما ،  به اسم ِ سریال ِ تاریخی ، مشغول ِ به  گند و افتضاح کشانیدن ِ تاریخ و گذشتۀ کشورمان  و خائن و بیگانه پرست معرّفی کردن ِ تمامی ِ رجال و بزرگان ِ ما (به جز معدودی از روحانیون) بود  ، از برخی کانال های همین تلویزیون ، تاریخ  و گذشته  و فرهنگ ِ سنّتی ِ کشور ِ "کُره" ، نه به رایگان ، بلکه  با  صرف ِ هزینۀ  کلان  از جیب ِ ملّت ، به عموم مردم  و جوانان ِ ما ، معرّفی می گردید!!... وای  به  حال ِ ملّتی  که "جومونگ"  را بهتر از "کوروش" بشناسد  و فغان از کشوری  که "یانگوم"  را خوب ، و "محمدعلی فروغی"  را  خائن و قاتل  تلقی کند!؟...] (3)

       به  هرحال ، فرهنگ ِ کنونی ِ کُرۀ  جنوبی ، علیرغم ِ آن که در چند دهۀ اخیر  به شدّت  در معرض ِ مخاطرات ِ متعدد ِ ناشی از  تضاد  و تلاقی ِ سنّت  و مُدرنیته  بوده  است ، موفق  شده  است  تا  معجون ِ نسبتا ً  مناسب و دلپذیری  از  دو فرهنگ ِ میهمان  و میزبان  ایجاد کند . این معجون  ِ کره ای-آمریکائی  یا  شرقی-غربی را میتوان در همین سریالهای "فارسی وان"  نیز،  آشکارا  به نظاره  نشست! ... مثلا  در سریال "خواهردوست داشتنی من" که یک درام خانوادگی ِ   قصه گو به سبک فیلمها و سریالهای هالیوودی است و از تمامی  جلوه های بَصَری  و فنّی و هنری  یک  فیلم  یا سریال ِ آمریکائی بهره می برد ،  در عین ِ حال  حاوی ِ جُنگ ِ کامل و تمام عیاری  از برخی آداب و  سُنن ِ کره ای نیز می باشد. [نگاه کنید به صحنه ها و سکانس های متعددی از فیلم که در آنها  سرسختانه  رسم ِ کُره ای و شرقی ِ احترام ِ بسیار به بزرگترها و بخصوص پیران (پدر بزرگ) اشاعه داده  می شود ، یا سکانسی که همین امروز شاهد ِ پخش ِ آن بودیم ، یعنی سکانس ِ عروسی "سون جو"  و "گانگ وو" ، که طی ّ آن پس از یک مراسم ِ کاملا ً غربی و پُرزرق و برق (که در آن تنها جای کشیش در عروسی های مسیحیان ِ غربی ، با  یک پروفسورِ استاد ِ دانشگاه ، در "کرۀ" بودائی مذهب تعویض شده بود) ، مراسمی  صددرصد سنّتی نیز ، برای پیوند ِ این زوج ِ کُره ای در نظر گرفته شده بود.]

       هرچند  که  این  معجون ِ دلنواز از فرهنگهای متفاوت و این آشتی بسیار زیبا بین سنت و مدرنیته ، علیرغم جنبه های زیبای فوق الذکر خود،  گاهی  نیز با وقایعی  دردناک و فاجعه آمیز توامان  است که (همانطورکه گفتم) خودکشی آن دختر ِ زیبا و معصوم ، نمونه ای از این فجایع است.

               

          فجایعی که البته مطمئنا ً با همّت ِ کُره ای های چشم بادامی و باکلّه چاره اندیشی خواهد شد، و  میزان ِ بروز آنها  روزبه روز  در کشور آنها ، کمتر و کمتر هم خواهند گردید ، امّا  در این میان  کشورهایی هم هستند  که  مردم ِ مظلوم و بینوای ِ آنها به جای ِ فکر کردن به این قبیل  مقولات ، و چاره اندیشی برای کاستن از تلفات ِ ناشی از تلاقی ِ فرهنگ ِ بومی با فرهنگ ِ میهمان ،  همچنان اندر خم ِ یک کوچه  مانده اند و  مثلا ً هنوز ناچارند برای  احراز اولیه ترین  حقوق ِ انسانی خود ، جان بر کف ِ دست بگذارند و به میدان ِ مبارزه  با جور و استبداد و دیکتاتوری  بروند!....

      -----------------------------------------

       
      · 4 ارسال
    • rani

      آخ جووون بالاخره دو بونگ سون زن قوی امروزز پخش میشههه
      خدا کنه نا امیدم نکنه
      · 19 ارسال
    • افرا

      خوب گالری عکس سریال عاشقان ماه هم به صورت کامل تکمیل شد. گالری بعدی چی باشه؟
      · 4 ارسال
    • Masih mehraboon

      طرفداران کی پاپ let's go
      · 69 ارسال
  • آمارهای انجمن

    • مجموع موضوعات
      950
    • مجموع پست ها
      30,697